|
8 دلیل ناکامی ایران در المپیک پکن اعلام شد |
در پی کسب نتایج ضعیف کاروان ورزشی ایران در المپیک 2008 پکن، کمیته محرمانه ای، طی نشستی با حضور مسوولان ارشد ورزش کشور، به بررسی علل این مساله پرداخته و گزارش نهایی خود را تنظیم کرده است.
این گزارش، هنوز منتشر نشده ولی خبرنگار عصرایران، نسخه ای از آن را به دست آورده است که حاوی واقعیت های شگفت انگیزی است.
متن کامل این گزارش به شرح زیر است:
نظرات ()تحقیر می شدم که تو قدّ جهان شدی ... با روح بغض کرده ی من مهربان شدی ... سرما گرفته بود دو دست مرا که تو ... در این دو قطب یخزده آتشفشان شدی ... روح مرا سکون غریبی گرفته بود ... دریا شدی و باد شدی، بادبان شدی ... تسخیر کرده بود مرا دست های خاک ... تو آمدی و بال مرا آسمان شدی ... چیزی نداشتم همه از دست رفته بود ... اما برای من تو زمین و زمان شدی ... پس من تمام وسعت خود را دعا شدم ... شاید تو مستجاب شوی، ناگهان شدی ...
نظرات ()
.
نمی دونی ؟.
.
عیبی نداره از یه افغانی دیگه می پرسم
تو تک درخت زندگی من هستی.
.
.که همیشه الاغم رو بهش میبندم !!!
نظرات ()یه مورچه بگیر . . . . . شلوارشو در بیار . . . . . شورتش رو هم در بیار . . . . . نترس در بیار . . . . . برش گردون ! پشتشو ببین ! دلم برات اونقدر شده !![]()
![]()
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام میدن یا نه ![]()
هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می گریخت چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم![]()
نظرات ()روزی مرد بخیلی به یک موسسه لاغری مراجعه کرد تا لاغر شود.منشی به او گفت بفرمایید در چه سطحی می خواهید ثبت نام کنید ؟ بخیل گفت : چه سطوحی دارید؟ منشی گفت : ما در اینجا در دو سطح ثبت نام می کنیم یکی در سطح ویک (ضعیف) و یکی در سطح پاور(قدرت) اگر سطح ویک را انتخاب کنید مبلغ ثبت نام یک ساعت و 1000 تومان است و اگر سطح پاور را انتخای کنید 2 ساعت و 3000تومان است . بخیل با خود اندیشید من که زیاد لاغر نیستم الکی چراسه هزار تومان بدهم و سپس سطح ضعیف را انتخاب کرد . وی را به مکانی در بسته هدایت کردند در آنجا دختر جوان و زیبایی ایستاده بود مسئول موسسه گفت : شما یک ساعت وقت دارید که این دختر را در این مکان بسته گیر بیاندازید ضمن اینکه با این جست و خیز لاغر می شوید اگر توانستید او را کمتر از یک ساعت بگیرید باقی یک ساعت وی در اختیار شماست! پس بخیل بسیار خوشحال شد و بدنبال دختر دوید تا وی را بگیرد ولی دختر بسیار چابک بود و مرتب از دست وی فرار می کرد تا اینکه بخیل در مکانی دختر را به چنگ انداخت ! اما هنوز اقدامی نکرده بود که زنگ پایان یک ساعت به صدا درآمد! بخیل هر چه اصرار کرد که پول یک ساعت اضافی را میدهم و بگذارید اینجا باشم افاقه نکرد و وی را از آن مکان بیرون کردند.بخیل با خود گفت : فردا استثنائا خساست را کنار می گزارم و سطح پاور را انتخاب می کنم و دو ساعت آن مکان را کرایه می کنم تا یک ساعت را صرف گرفتن دختر کنم و یک ساعت را .... پس روز بعد پیش منشی آن موسسه رفت و 3000 تومان زد به روی میز و گفت سطح پاور لطفا!!! بخیل را به همان مکان دیروز هدایت کرده و در را نیز از آنطرف قفل کردند . اما شخص بخیل اثری از دختر درآنجا ندید ناگهان چشمش به مردی بسیار هیکلی و درشت اندام خورد! بخیل وحشت زده پرسید تو کیستی و آن دختر کجاست ؟ شخص هیکلی گفت : آن دختر مربوط به سطح ضعیف است و من مربوط به سطح پاور و حالا من دو ساعت دنبال تو می کنم و تو نیز دو ساعت وقت داری که خودت را از چنگ من نجات دهی و فرار کنی و گرنه .........
نظرات ()A man called home to his wife and said, "Honey I have been asked to go fishing up in Canada with my boss & several of his Friends.
مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم"
We'll be gone for a week. This is a good opportunity for me to get that Promotion I'v been wanting, so could you please pack enough Clothes for a week and set out
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن
my rod and fishing box, we're Leaving From the office & I will swing by the house to pick my things up" "Oh! Please pack my new blue silk pajamas."
ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !
The wife thinks this sounds a bit fishy but being the good wife she is, did exactly what her husband asked.
زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد
The following Weekend he came home a little tired but otherwise looking good.
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود
The wife welcomed him home and asked if he caught many fish?
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
He said, "Yes! Lots of Salmon, some Bluegill, and a few Swordfish. But why didn't you pack my new blue silk pajamas like I asked you to Do?"
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
You'll love the answer...
جواب زن خیلی جالب بود
The wife replied, "I did. They're in your fishing box....."
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم ؟!؟!؟!؟!؟!؟!!
نظرات ()روز زن مبارک باد...
با دادن یک هدیه خود را یک سال بیمه بدنه و اعصاب کنید! ![]()
مادرجون این دسته گل تقدیم تو،به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات![]()
![]()
![]()
![]()
درزیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است. مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر
زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـــــــــرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــــــــــدا عشق مظهر است بعد از خـــــــدا به سجده بوَد زآنکه مادر است ![]()
به یاد می آورم لحظه های فراز را که صدای او اعتبارم می بخشید و لحظه های نشیب را که اعتمادم به یاد می آورم افرای افراشته ای را به یاد می آورم مادرم را ...
نظرات ()براتون یک مجموعه جدید اس ام اس جدید جدید گذاشتم .که خیلی زیبا هستند و پیشنهاد میکنم این اس ام اس ها رو بخونید
.
.

نظرات ()غضنفر سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس میگیره ، بهش میگن آخه این چه طرزشه ؟ میگه : میخوام ایندفعه از حفظ بخونم![]()
گر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است اگر دنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه می لغزد ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه میخندم
یه نفر میره آمپول بزنه , آمپول زن میپرسه چپ یا راست ؟ طرف میگه آقا تو رو خدا سیاسی اش نکن ,وسط بزن ![]()
تو سفارت امریکا به ترکه میگن اسمت چیه؟ میگه "power God New Year" میگن یعنی چی؟ میگه یعنی قدرت الله نوروزی
نظرات ()
تو سفارت امریکا به ترکه میگن اسمت چیه؟ میگه "power God New Year" میگن یعنی چی؟ میگه یعنی قدرت الله نوروزی ترکه پتروس رو با دهقان فداکار قاطی می کنه ...می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار
سر کلاس ادبیات استاد از دختر دانشجو میپرسه حال ساده چیه؟
دختر جواب میده: لب!
نظرات ()به یه لره میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!! ![]()
میدونی چرا معرفت ها کم شده؟ چون همش در تو جمع شده
نظرات ()صولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و رنجهای فراوان یا بالعکس صورت میگیره
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش میارزه. من خودم چند بار امتحانش کردم و با اینکه چند بارش هم مردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد
برخلاف نظر خیلیها که میگن خودکشی خیلی راحت و سهله باید بگم نخییییییییر... اونجوریام نیست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست
اول از همه اون کسایی که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندی میکنیم
کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
(کسی که قاط زده ( مثه من
کسی که از زندگی خیر ندیده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه
و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده
افراد بالا، به هرحال مستقیم به جهنم میرن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه
شما جزو کدامیک از دستههای بالا هستید؟
اگه هستید ادامه مطلب رو بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون ببازید و بعد بقیه شو بخونید
نظرات ()1- عمر کشور امریکا 300 سال است ، تهران هم تقریبا همین جور
2- امریکایی ها دنیا را دو تکه می دانند ، امریکا + باقی دنیا ، تهرانی ها هم ایران را دو تکه می دانند ، تهران و باقی ایران
3- امریکا و مردمش کاملا با چیزی که در تلویزیون می بینید تفاوت دارند ، تهرانی ها هم همین جور
4- امریکایی ها حاضرند بمیرند ولی موجودی حساب (های) بانکی شان لو نرود ، تهرانی ها هم همین جور
نظرات ()بچه هه میره پیش خانم معلمش، میگه: خانوم میشه شما زن من بشید؟معلمه میگه: برو بشین سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره میگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشکال نداره، !!!جلوگیری میکنیم
انقدر مستم که بی قایق به دریا می روم یا به عشقم میرسم یا غرق دریا می شوم
عشق ۶ مرحله داره : ۱: دیدار ۲: قرار ۳: بذار ۴: فشار ۵: درآر ۶: فرار ... به امید دیدار!![]()
ترکه با یه نفر دعواش میشه بهش میگه گیر عجب خری افتادیم.ترکه میگه خودت گیر عجب خری افتادی
یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . بچشون میشه بسیجی . چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبت![]()
غضنفر شب عروسی اش حرفی برای گفتن نداشته به زنش میگه : خانواده می دونن اینجایی
غضنفر دره یخچالش خراب می شه واسش پرده می زنه
تو را به جای همه کسانی که نمیشناختم دوست میدارم تو را به جای همه روزگارانی که نمیزیستهام دوست میدارم برای خاطر عطر گسترهی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم برای خاطر برفی که آب میشود، برای نخستین گل، برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمیرماندشان تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
بزار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی بزار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصمون, هنوز ترانه سازتم بزار خیال کنم هنوز پر از تب وتاب منی روزا بفکر دیدنم , شبا پر از خواب منی
فرق پیر دختر با پیر پسر:
- اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه ![]()
انواع بوسه: 1.بوس صورت : دوست داشتن 2. بوس پیشانی : آرامش 3.بازو: شوخی کردن 4.لب : عاشق بودن 5. گردن : نیاز داشتن
عشق یعنی یک سلام و یک درود عشق یعنی درد و محنت در درون ... عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن ...
یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته کنار خیابون گریه میکنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد میگه اینکه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!
یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو
به یه نفر میگن که با مناجات جمله بساز میگه: مونا جاتو انداختم بیا بخواب
یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس میگه از یابنده تقاضا می شود امشب که هیچی فردا بچه رو به ما بدهد که ما پس فردا بدیم به خانوادش ![]()
ترکه می پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه : آخه من امتحان کردم..... پیاده خیلی راهه
از ترکه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیاندیشم که همین دوست داشتن زیباست
کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت زندگی مثل یه دیکته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاک می کنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاک می کنیم غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه: برگه ها
اداره راهنمایی رانندگی قزوین جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است
سرگذشت یک پسر در دانشگاه قزوین ( ) سال اول ( . ) سال دوم ( o )سال سوم (O) سال چهارم خدا رحم کرد واسه فوق لیسانس ادامه نداد
کیسه کوچک چایی ، تمام عمر ، دلباخته لیوان شد ، ولی هر بار که حرف دلش را می زد ، صدایش در اب جوش می سوخت . کیسه کوچک چای با یک تیکه نخ رفت ته لیوان و حرف دلش را اهسته گفت . لیوان سرخ شد![]()
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند. سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
دل شکستن چاره اش سنگ نیست این دل ما با نگاهی سرد نیز میشکند
میگویند سه چیز زاده عشق نیست: جدایی، سفر، فراموشی، ولی آن زمان که تو مرا تنها گذاشتی و فراموشم کردی من لحظه لحظه عاشقت شدم
سه چیز در زندگی اموختم:از عشق رسوایی/از دوست بی وفایی/از شب تنهایی
اسم زیبای تو را خال زدم در بدنم تا که محفوظ بماند نام تو در کفنم
1
2
3
4
5
6
7
8
تا کی می خوای بشماری بیشتر از اینا می خوامت
اگه نیوتن قبل مرگش چشمای تو رو می دید معنی حقیقی جاذبه رو می فهمید.![]()
![]()
![]()
نظرات ()استجابت دعای زوج جوان
زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با اون مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه!
نظرات ()مترو حیوان نجیبی است!
تصور کنید پنجاه سال پیش از کودکان دبستانی در یک دهکده دور در ایران خواستهاند که دربارهی مترو انشا بنویسند. در ضمن معلم برای آنان توضیح داده است که مترو گونهای از حمل و نقل است که در زیر زمین جریان دارد. چند نمونه از انشاهای نوشته شده را در زیر میخوانیم.
1- من در ابتدا باید بگویم که مترو حیوان مفیدی است. مترو حیوانی است که در زیر زمین زندگی میکند و آدمها برای بارکشی و سواری از آن استفاده میکنند. حتی این حیوان آنقدر مفید است که شیر و پهن آن هم در شهرهای خارج استفاده میشود. حتی مردم خارج برای شخمزدن زمینهایشان آن را به خیش میبندند.
مترو حیوان نجیبی است چون میگویند مردم چند نفری پشت حیوان مینشینند؛ ولی آخش هم در نمیآید. نه مثل خر مش عباس که دیروز ما سه نفری پشتش نشسته بودیم، آنقدر نانجیبی و لگدپرانی کرد که هر سهتامان بر روی زمین افتادیم. پدرم میگوید اگر مترو به روستای ما بیاید تمام علوفهمان را یک روزه میخورد. ولی عوض آن با گوشتش میشود همهی مردم شهر را سیر کرد. پدرم میگوید خوردن گوشت مترو مکروه است. حکم گوشت خر را دارد. من به پدرم میگویم بیا گاوهایمان را بفروشیم و مترو بخریم.
نظرات () خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و قوانین مردونه رو به رشته ی تحریر دراورده پس لطفا بخونید. لطفا دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک شماره گذاری شدن یعنی هیچ کدومشون برتری نسبی به دیگری ندارن:
1- مردها نمیتونن فکر کسی رو بخونن.
1- دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.
1- خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.
1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.
1- لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.
1- “بله” یا “خیر” بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.
نظرات ()اس ام اس رایگان به تمام نقاط دنیا حتی ایران
سلام
در اینترنت که پرسه می زدم به سایت جالبی برخوردم که می شد از طریق آن میتوان به تمامی کشورهای دنیا از جمله ایران به طور رایگان اس ام اس ارسال کرد. البته این سایت فقط اپراتور اول را میشناسد. برای استفاده از خدمات این سایت فقط کافی است در آن عضو شوید. برخی از نکات عضو شدن هم از این قرار است که باید تمام فیلدها را با انگلیسی پر کنید و بعد از عضویت ، شمارۀ موبایلی که وارد کرده اید را تآیید (کانفیرم) کنید و سپس شروع به ارسال اس ام اس نمایید. تمام مراحل واضح هستند و سایت راهنمایی های واضح و مناسبی را در هر مکان ارائه داده است. جالبه که دریافت کننده اس ام اس، آن را با شماره شما دریافت می کند و اگر جواب دهد به شماره شما جواب خواهد داد. برای عضویت در سایت می توانید از لینک زیر استفاده کنید:
http://www.sms. bi/index. go?refid= 656964
نظرات ()هفتآسمان مجاز و فرهنگ و هنر (33)

هفتهای که گذشت، جشنوارهی رادیو را در سطح تیم ملی و بینالملل در خود داشت و همه فهمیدند که برنجها در انبارها بود و نیز معلوم نشد که دانشگاه آزاد بالاخره خوب است یا بد است و ما به توصیهی ایشان اگر عمل کنیم و فوقلیسانس را آزاد نخوانیم چه بخوانیم؟ آیا همایشهای پیادهروی عمومی از این پس یاد و خاطرهی خیلی چیزها را گرامی خواهند داشت؟ آیا در این همایشها چه چیزی را میتوان فاکتور کرد؟ آیا لال بشویم؟
یکم: کار، کار رادیو جوان است
نهمین جشنوارهی رادیو با معرفی و محکومیت شبکهی ضالهی بیبیسی در اصفهان بهشدت برگزار شد. در این جشنواره که همهچیز بینالمللی بود، فردی که مدعی بود از مسؤولان بیبیسی است، سعی در معرفی این شبکه داشت که پس از سی دقیقه سخنرانی و ترجمه فورا تکذیب شد. همچنین گویا در این جشنواره رادیوییها فهمانده شدند که تنها موسیقی فاخر، همان موسیقی آرامشبخش است. یک تهیهکنندهی رادیو هم که ابعاد این گونهی موسیقی را نمیدانست، به خانه رفت تا توجیه شود.
نظرات ()نیازمندیهای روزانه (1)

به یک استاد جوان و ساده لوح و حتما" حتما" حتما" مجرد ، جهت تدریس خصوصی درس تنظیم خانواده به یک دختر سی و پنج ساله نیازمندیم . *** هوالشافی ***
خانواده محترم همین دختر سی و پنج ساله
ترک اعتیاد شرپایی به همراه شم ژدایی ، شد در شد تژمینی ، بدون درد و ژرر جسمی یا روحی
مکان : ژلع غربی بوشتان شوشن
دکتر بهمن شیاه
نظرات ()قبل از ازدواج ؛ بعد از ازدواج
قبل از ازدواج
مرد: آره، دیگه نمیتونم بیش از این منتظر بمونم
زن: میخواهى من از پیشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آیا تا حالا به من خیانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنین سوالى میکنی؟
زن: منو مسافرت میبری؟
مرد: مرتب!
زن: آیا منو میزنی؟
مرد: به هیچوجه! من از این آدما نیستم !
زن: میتونم بهت اعتماد کنم؟
.
.
.
: بعد از ازدواج
متن را این دفعه از پائین به بالا بخوانید !!!
نظرات ()هفت آسمان مجاز و فرهنگ و هنر (32)
نظرات ()شروط یک پسر ایرونی برای ازدواج
از کلیه دوشیزگان قدبلند زیباروی واجد شرایط زیر تقاضا داریم تقاضانامهها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پیغام در قسمت نظرات یا به وسیله ایمیل به نشانی بنده بفرستند.
بدیهی است پس از انجام بررسیهای کامل، نام افراد دارای صلاحیت به وسیله همین تریبون اعلام خواهد شد
نکته: ما تو کارمون پارتی بازی نداریم، یعنی لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه یا پیغام خود بپرهیزید و هی نگید ما فامیل فلانی هستیم
شرایط پذیرش
1. سن بالاتر از 18سال و کمتر از 22سال باشد.
2. قد کمتر 165سانتیمتر و بالاتر از 175سانتیمتر نباشد.
نظرات ()از یارو میپرسن ساعت چنده؟ یارو بلد نبوده میگه : بدو بدو دیرت شد!!
غضنفر میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشش نیست میگه 4 حالت داره 1 نیامدم 2بدون کفش اومدم 3 اومدم رفتم 4 بعدن میام![]()
طرف داشته دنده عقب با ماشین از کوه میرفته بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد میگن الان چرا دنده عقب می یای میگه اخه بالای کوه جا بود تونستم دور بزنم
به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!!
نظرات ()کتاب الکترونیکی اموزش دریافت صورت حساب با اس ام اس
کتاب الکترونیکی با فرمت پی دی اف اموزش کامل برای دریافت صورتحساب هزینه تلفن همراه از طریق اس ام اس بدون هیچ گونه گرفتاری.حتما دانلود کنید اگر بلد نیستید
نظرات ()
نظرات () غضنفر آشغال میره تو چشمش ساعت 9 میاد دم در!![]()
3 نفر میمیرن . خدا گفت اولی بره بهشت . دومی بره جهنم . سومی بره طویله !!!
پرسیدن چرا ؟
خدا گفت :اولی زن داشت دنیا براش جهنم بود . دومی مجرد بود ، دنیا براش بهشت بود . سومی زنش مرد ولی خاک بر سر بعدش رفت یه زن دیگه گرفت !!!
غضنفر نفس زنان از حجله میاد بیرون میگه : ای وای پرده که نبود برزنت بود ! نیم ساعت بعد عروس میاد بیرون میگه : خاک بر سر نزاشت گنمو در بیارم !![]()
![]()
بقیه جوکها در ادامه مطلب
نظرات ()
نظرات ()مردان مفتخر!
باید همهء مردم بخوانند بخصوص خانمها(برای درک کردن آقایون)
اگر خانمی این مقاله رو مطالعه کند به ارزش یک مرد دست خواهد یافت و اگرآقا باشد احساس غرور خواهد کرد.
یک روز وقتی یک هیزم شکن در حال شکستن درختها در بالای یک رودخانه بود تبرش از دستش به داخل رودخانه افتاد .آن مرد در حال گریه کردن بود که فرشته ای ظاهر شد و علت گریه اش را پرسید.
هیزم شکن جواب داد:تبرش در داخل آب افتاده و برای امرار معاش لازمش دارد.
فرشته در داخل رودخانه رفت و یک تبر طلایی با خودش آورد و پرسیداین تبر شماست؟
هیزم شکن جواب داد: نه.
ادامه در ادامه مطلب
نظرات ()مزقون در تاریکی

نام فیلم: مزقون در تاریکی
کارگردان: استاد پنهان منش
تهیه کننده: استاد پنهان منش و شرکا
نویسنده فیلمنامه: با همکاری عزیزِ دل
موسیقی: استاد نی داوود با همکاری دی جی دیمبول
بازیگران: بهرام، گلی، حاج آقا، حاج خانم، شیرعلی قصاب، خان دایی، و یکی دیگه
با تشکر فراوان از دی جی دیمبول، ایستگاه مترو میرداماد، سازمان جهانی ایدز، و مرحوم میرزاعبدالله
خلاصه فیلم
در ادامه مطلب
نظرات ()ترانه ای که بسیجیان عزیز لطف کردن برای روز خواهر آماده کردن : خواهرم در کوچه آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکن گیسوان از روسری بیرون مریز بر مسیر دیدگان افسون مریز خواهرم دیگر تو کودک نیستی فاش می گویم عروسک نیستی خواهرم ، این لباس تنگ چیست؟ پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟ خواهرم اینقدر طنازی نکن! با امور شرع لجبازی نکن
ترکه می ره مجلس عزا می خواسته دلداری بده میگه مرگ حقه رضا خان با اون عظمتش مرد. نادر شاه با اون ابهتت مرد بابای تو که گوز اونا هم حساب نمیشد
بقیه جوکها در ادامه مطلب
نظرات ()خاطرات یک دانشجوی دم بخت!!!
دوشنبه اول مهر:امروز روز اولی است که من دانشجو شده ام. شماره ی کلاس را از روی برد پیدا کردم. توی کلاس هیچ کس نبود، فقط یک پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم «کلاس ادبیات اینجاست؟» خندید و گفت:بله، اما تشکیل نمی شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت که یکی دو هفته ی اول که کلاس ها تشکیل نمی شود و خندید.
با اینکه از خندیدنش لجم گرفت، اما فکر کنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسید که ترم یکی هستید یا نه. گمانم می خواست سر صحبت را باز کند و بیاید خواستگاری؛ اما شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد نخندد!
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()Nice one .........must read
A guy was seated next to a little girl on the airplane when the
stranger turned to her and said, "Let's talk. I've heard that Flights
go quicker if you strike up a conversation with your fellow passenger."
The little girl, who had just opened her book, closed it slowly and
said to the guy, "What would you like to talk about?"
hmmmm... "How about nuclear power?" said the guy.
"OK". she said. "That could be an interesting topic. But let me ask you
a question first. A Horse, a Cow, and a Deer all eat grass, the same
stuff. Yet a deer excretes little pellets, while a cow turns out a
flatpatty, and a horse produces clumps of dried grass. Why do you
suppose
that is?"
The guy thinks about it and says, "Hmmm, I have no idea."
The girl replied... "Do you feel qualified to discuss nuclear power
when you don't know shit?"
____________ ______
خلاصهء مطلب به فارسی:
در فرودگاه دخترو پسری تصمیم به بحث می گیرند و پسره پیشنهاد می کنه در مورد" قدرت هسته ای "بحث کنند دختره قبول می کنه ولی می گه اول یه سوال ازت می کنم بعد ............
چرا شکل م د ف و ع گاو-گوزن و اسب متفاوته در حالیکه هر سه از یه نوع علف استفاده می کنند؟
پسر :نظر خاصی ندارم
دختر:پس تو که در مورد "گ ه"نمی دونی واجد شرایط برای بحث قدرت هسته ای نیستی .
نظرات ()تأملات بسیار مهم در مورد چاپ مجموعه شعرهای اشتراکی
نصف مال من، نصف مال تو
چاپ مجموعه شعر بصورت اشتراکی توسط زوجهای شاعر (اعم از شرعی و عرفی)، اقدام پسندیدهای است که در سالهای اخیر رایج شده است، مثل قضیه همین آرش فرزام صفت و مهدی نقبایی خودمان و دیگر قضایا! اولین کتابگزاری ما در این ایام پر خیر و برکت نمایشگاه، به بررسی جوانب این امر اختصاص دارد.
• سرمایه. همان گونه که همگان مستحضرند، جماعت شاعر جزو اقشار کم درآمد و بی جیره و مواجب جامعه هستند که عموماً چاپ کتابهایشان را نیز خودشان ـ قربتا الی الله ـ و بقول اخوان ثالث به سرمایه اوقاف جیب عهده دار میشوند. فلذا، در این فقره طبیعی است که وقتی دو نفر دار و ندارشان را (از منقول و غیر منقول) روی هم بگذارند، هزینههای چاپ برای آنها نصف خواهد شد و ازین رهگذر، به اقتصاد شعر کمک شایانی خواهد شد.
• مخاطب. چاپ اشعار دو شاعر در یک کتاب، به نفع مخاطب هم هست، هر جور فکرش را بکنی. اگر شعرها به لعنت ابلیس نیرزند مخاطب سود کرده که پول زبان بسته خودش را برای خرید دو کتاب ارزشمند به هدر نمیدهد. اگر شعرهای خوبی باشند که عموماً در این روزگار این اتفاق کمتر میافتد، بقول سینماییهای امروزی دو فیلم با یک بلیط و بقول قلندران قدیم، کیفش دو بالا میشود.
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()فریاد من از داغ توست ...... بیهوده خاموشم مکن ...... حالا که یادت میکنم ...... دیگر فراموشم مکن ...... همرنگ دریا کن مرا ...... یکبار معنا کن مرا
اگه یه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبی باشه … که مثل آسمون همیشه رو سرم باشی .. می میرم برات
زندگی داریم تا زندگی ! مرگ داریم تا مرگ ! زندگی داریم تا مرگ/آدم با سبزی و صفا که دمخور باشد ، سبز می شود/اگر هنوز نمرده اید ، چیز زیادی از دست نداده اید . /مرگ اولین گام برای آخرین راه حل است
/ !!!
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()فریاد من از داغ توست ...... بیهوده خاموشم مکن ...... حالا که یادت میکنم ...... دیگر فراموشم مکن ...... همرنگ دریا کن مرا ...... یکبار معنا کن مرا
اگه یه روز آدما رو با رنگ بشناسن دوست دارم رنگت آبی باشه … که مثل آسمون همیشه رو سرم باشی .. می میرم برات
زندگی داریم تا زندگی ! مرگ داریم تا مرگ ! زندگی داریم تا مرگ/آدم با سبزی و صفا که دمخور باشد ، سبز می شود/اگر هنوز نمرده اید ، چیز زیادی از دست نداده اید . /مرگ اولین گام برای آخرین راه حل است
/ !!!
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم بر لب کلبه ی محصور وجود، من در این خلوت خاموش سکوت، اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم اگر از هجر تو آهی نکشم، تک و تنها، می شکنم به خدا می شکنم
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()سازنده ترین کلمه((گذشت)) است…آن را تمرین کن. پرمعنی ترین کلمه((ما)) است…آن را به کار بر. عمیق ترین کلمه((عشق)) است…به آن ارج بده. بی رحم ترین کلمه(( تنفر)) است…با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه((من)) است…از آن حذر کن. نا پایدارترین کلمه((خشم)) است…آن را فرو بر. بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است…با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه ((کار)) است…به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه((طمع)) است…آن را بکش. سازنده ترین کلمه((صبر)) است…برای داشتنش دعا کن
************ **
سرنوشت تصمیم میگیرد که تو در زندگی با چه کسی ملاقات کنی اما تنها قلب توست که می تواند تصمیم بگیرد چه کسی در زندگی تو باقی میماند خوشا آنان که در بازار گیتی خریدار وفا بودند و هستند … خوشا آنان که در راه رفاقت رفیق باوفا بودند و هستند
************ **
آنکه میخواهد روزی پریدن آموزد، نخست میباید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند
************ **
خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده!!! ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسیر چشمهای یه آهو شد
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()طنز منتشر نشده «گلآقا»
که امام را خنداند

هنگامی که حضرت امام خمینی(ره) حکم به آزادسازی شطرنج فرمودند، کیومرث صابری فومنی (گلآقا) طنزی در این زمینه نوشت که هرگز منتشر نشد.
در کتاب «خاطرات کیومرث صابری» که به تازگی توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) منتشر شده است، آمده است: «یادم است یک زمانی امام شطرنج را آزاد کرده بودند. روزنامهها نوشتند که حضرت امام فتواشان راجع به شطرنج و موسیقی و ... آمد. من دو کلمه حرف حساب را با فاکس میفرستادم اطلاعات. آن زمان یک چیزی نوشتم که فقط هم به بیت رفت و فقط هم پیش سید احمد رفت زیر دست امام آمد و آن این بود که حضرت امام که قبلا ماهی اوزون برون را آزاد کرده بودند و بعدا شطرنج را آزاد کرده بودند و راجع به موسیقی هم این را گفتند و خدا ایشان را زنده نگه داشته باشد همان اصطلاحی که خود مردم گفتند که خدا ایشان را طول عمر همراه با عزت عنایت بفرماید که به تدریج کم کم بقیه چیزها را هم آزاد بکنند تا ما در آخر عمری یک کیفی کرده باشیم، «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار». آقا سید احمد به آقای دعایی گفته بودند که آقا این فاکس ما خراب شده، ایشان فرستاده بودند که آن دستگاه فاکس را درست کنند گفته بود فاکس درست شد، حالا شما یک متنی فاکس کنید که دعایی این دو کلمه حرف حساب را فاکس کرده بود. سید احمد هم بلافاصله خدمت حضرت امام برده بود که امام خندیده بودند. منتها همان یک نسخه بود و ما جز به محارم، دیگر به کسی نگفتیم.»
گفتنی است امروز پنجشنبه 12 اردیبهشت مراسم چهارمین سال درگذشت کیومرث صابری فومنی (گلآقا) در بهشت زهرا و بر سر مزار وی برگزار میشود.
نظرات ()در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه show picture را بزنید


بقیه عکسها در ادامه مطلب
نظرات ()مردی با چهار همسر
روزگاری پادشاه ثروتمند بود که چهار همسر داشت.اوهمسر چهارم خود را بسیار دوست میداشت و او را با گرانبهاترین جامه ها می آراست و با لذیذترین غذاها از او پذیرائی میکرداین همسر ازهر چیزی بهترین را داشت .
پادشاه همچنین همسر سوم خود را بسیار دوست میداشت و او را کنار خود قرار میداد اما همیشه از این بیم داشت که مبادا این همسر او را به خاطر دیگری ترک نمائد .
پادشاه به زن دوم هم علاقه داشت او محرم اسرار شاه بود و همیشه با پادشاه مهربان و صبور و شکیبا بود هر گاه پادشاه با مشکلی روبرو میشد به او متوسل میشد تا آنرا مرتفع نمائد.
همسر اول پادشاه شریک بسیار وفاداری بود و در حفظ و نگهداری تاج و تخت شاه بسیار مشارکت میکرد.اما پادشاه این همسر را دوست نمی داشت وبرعکس این همسر شاه را عمیقا؛ دوست داشت ولی شاه به سختی به او توجه میکرد.
روزی از این روزها شاه بیمار شد و دانست که فاصله زیادی با مرگ ندارد .
سراغ همسر چهارم خود که خیلی مورد توجه او بود رفت گفت من تو را بسیار دوست داشتم بهترین جامه ها را بر تن تو پوشانده ام و بیشترین مراقبتها را از تو بعمل آورده ام اکنون که من دارم میمیرم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد؟
گفت:بهیچ وجه !! و بدون کلامی از آنجا دور شد این جواب همانند شمشیر تیزی بود که بر قلب پادشاه وارد شد.
پادشاه غمگین و ناراحت از همسر سوم خود پرسید من در تمام عمرم تو را دوست داشته ام هم اکنون رو به احتضارم آیا تو مرا همراهی خواهی کرد و با من خواهی آمد؟
گفت نه هرگز !! زندگی بسیار زیباست اگر تو بمیری من مجددا ازدواج خواهم کرد و از زندگی لذت میبرم!
پادشاه نا امید سراغ همسر دوم خود رفت و از او پرسید من همیشه درمشکلاتم از توکمک جسته ام و تو مرا یاری کردی من در حال مردنم آیا تو با من خواهی بود؟
گفت نه متاءسفم من در این مورد نمیتوانم کمکی انجام دهم من در بهترین حالت فقط میتوانم تو را داخل قبرت بگذارم ! این پاسخ مانند صدای غرش رعد و برقی بود که پادشاه را دگرگون کرد!
در این هنگام صدائی او را بطرف خود خواند و گفت من با تو خواهم بود تو را همراهی خواهم کرد!
هر کجا که تو قصد رفتن نمائی!
شاه نگاهی انداخت همسر اول خود را دید ! او از سوء تغذیه لاغر و رنجور شده بود شاه با صدائی بسیار اندوهناک و شرمساری گفت:
من در زمانی که فرصت داشتم باید بیشتر از تو مراقبت بعمل میآوردم من در حق تو قصور کردم ...
در حقیقت همه ما دارای چهار همسر یعنی همفکر در زندگی خود هستیم همسر چهارم :همان جسم ماست مهم نیست که چه میزان سعی و تلاش برای فربه شدن و آراستگی آن کردیم وقتی ما بمیریم او ما را ترک خواهد کرد.
همسر سوم : دارائیها موقعیت و سرمایه ماست زمانی که ما بمیریم آنها نصیب دیگران میشوند.
همسر دوم :خانواده و دوستانمان هستند مهم نیست که چقدر با ما بوده اند حداکثر جائی که میتوانند باما بمانند همراهی تا مزاز ماست.
همسر اول : روح ماست که اغلب در هیاهوی دست یافتن به ثروت و قدرت و لذایذ فراموش میشود . در حالیکه روح ما تنها چیزی است که هر جا برویم ما را همراهی میکند.
پس از آن مراقبت کن او را تقویت کن و به او رسیدگی کن که این بزرگترین هدیه هستی برای توست.
نظرات ()هفت آسمان مجاز فرهنگ و هنر (30)
هفتهای که گذشت، هفتهی بسیار خلاقانه و ارزشمندی بود و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با دادن این مژده که دولت نمیخواهد "فضای رسانهای را تنگ کند" و خدا شاهد است که این عین گفتهی ایشان است، خیال همه را راحت کرد و همه فهمیدند که مهربانی هست و سیب هم هست کیلویی دوهزار تومان. با آرزوی این که خدا کند حتی یک روزنامهنگار روی زمین نماند، خبرهای مجاز این هفته را بهشدت مرور میکنیم.
یکم: جنبههای مثبت آمار دو دقیقهای
رئیس کتابخانهی ملی ایران اعلام کرد که سرانهی مطالعهی کتاب در کشور ما دو دقیقه در شبانهروز است. متاسفانه چنین آمارهای مشکوکی بدون هماهنگی و آن هم در آستانهی نمایشگاه کتاب امسال ـ که قول دادهاند خوب باشد ـ نباید منتشر شود؛ ملت ایران ساعتها در شبانهروز به مطالعهی پیام کوتاه، قبضها و دفترچههای قسط، آگهی استخدام و ... میپردازد و مطالعهاش خیلی بالاست. یک منبع آگاه فرهنگی هم تاکید کرد که تازه اگر کتابهای مفقودشده در ادارهی ممیزی را بر این آمار تاثیر بدهیم، تاثیری ندارد؛ چون مردم کتابهای بیتربیتی نمیخوانند و این کمترین حسن آمار دو دقیقهایست.
دوم: ستاد مبارزه با قاچاق قصه
زد و خوردهای رسانهای دربارهی ادعای قصهدزدی کارگردان «به همین سادگی» از یک نویسنده همچنان ادامه دارد. میرکریمی در پاسخ به این ادعا باز هم به مظلومیت زنان خانهدار در برابر زنان ویژه اشاره کرده و چیزی نیفزوده است؛ یک شخصیت برجستهی فرهنگی پیشنهاد کرده است برای حل مساله، میرکریمی فیلم بعدیاش را از قصهی دیگری از آن نویسنده بسازد، تا صلح و صفا برقرار شود؛ در حکومت زمان طاغوت هم هرکس انتقاد میکند، یا یقهاش را میچسبند یا به او سمتی میدهند. صحبت دههی چهل است ها.
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()به ترکه میگن برو جلوی ماشین ییین چراغ راهنما کار میکنه ؟ ترکه میره جلوی ماشین میگه :آره ، نه ، آره ، نه ، آره ، نه ، آره ، نه![]()
یک روز غضنفر خواب میبینه بزرگترین نون بربری دنیا را خورده صبح که بلند میشه میبینه لاحافش نیس
به ملانصرالدین میگن: میدونی امام حسین کجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: کربلا. میگه: ای خوشا به سعادت![]()
یک سال، یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینهزنی میومده. مردم میرن پی ماجرا، میبینن دسته ترکها تو کوچه بن بست گیر کرد
عاشق بارونی ولی وقتی بارون میاد چتر رو سرت می گیری میگی عاشق برفی ولی از یه گوله برف می ترسی میگی عاشق پرنده ای ولی اونو تو قفس زندونی می کنی انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشقتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()وقتی بارون می باره خیلی ها چتر هاشون رو باز می کنن که خیس نشن، خیلی ها از گلی و خیس شدن لباس هاشون گله می کنند ...اما یه نگاه به این جاده های خاکی بکنید؛ فقط یه نم بارون لازم دارن تا سفت و محکم و صاف صاف بشن. تادیگه گرد و خاک نکنن ...
دلای خیلی از ما ها هم فقط یه نم لازم داره یه نم ...وقتی بارون می باره ....
ساقی من از میان روزنه ی پنجره به افق می نگرم ؛ و به فضایی می اندیشم که پر از هیچ است.در نقطه زندگی می کنم ؛در نقطه ی پایانی که نمی دانم کی نقطه سر خط خواهد شد !
ودلم که این روزها بیشتر از پیش هوای تو را کرده ؛و هوای بچگی ها ؛گاهی بغضی شانه هایم را تکان میدهد و چشم هایم می بارند .
ساقی من ؛ این روزها من هیچ را زندگی می کنم ؛واز تو چه پنهان گاه گاهی زندگی را در یک سیب خلاصه...!
هنوز در پی جراح زبردستی می گردم که سرنوشت مرا با تو پیوند بزند
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()فوتبال حرام است، مگر با 14 شرط زیر!
عبد الله النجدی یکی از مفتیان وهابی در عربستان سعودی در پاسخ به سوالی در باره فوتبال ، حلال بودن آن را مشروط به 14 شرط کرد!
سوال: جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیر را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای…
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست…
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه! بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد.
به قلم عبد الله النجدی
ریاض-ربیع الاول۱۴۲۳هـ
منبع: البرز-عصرایران
نظرات ()شصت میلیارد از کیسه خلیفه!

موضوع کمک های سازمان تربیت بدنی به دو تیم فوتبال باشگاهی پرسپولیس و استقلال این روزها جالب توجه است.
ابتدا سایت خبری سازمان تربیت بدنی از قول معاون توسعهی مدیریت و منابع این سازمان اعلام کرد که از سوی سازمان تربیت بدنی در سالهای 85 و 86 بالغ بر شصت میلیارد ریال به دو باشگاه پیروزی و استقلال پرداخت شده است.
احمد ارشدی گفت: با توجه به معضلات مالی این دو باشگاه برای فصل آتی مسابقات، علی آبادی، رییس سازمان طی نامهای از ریاست محترم جمهوری درخواست کرده با توجه به قدمت پنجاه ساله این دو تیم و همچنین انبوه هوادارانشان در داخل و خارج از کشور که با پیروزی این تیمها شادمان و با شکستشان دچار سرخوردگی و یاس می شوند از محل اعتبارات نهاد ریاست جمهوری به هر یک از دو تیم مبلغ سی میلیارد ریال پرداخت شود.
وی همچنین خاطر نشان کرد: علاوه بر کمکهای مالی اعلام شده از سوی سازمان تربیت بدنی دو مجموعه ورزشی بسیار کامل ( شهید درفشی فر در اختیار تیم پیروزی و شهید مرغوبکار در اختیار تیم استقلال ) قرار داده شده که با برنامه ریزی مناسب ، پشتوانه و محل در آمد بسیار خوبی برای این دو تیم به شمار می آیند.
معاون توسعه مدیریت و منابع سازمان در پایان گفت: علیرغم کمبود منابع مالی، کمک به این دو باشگاه مردمی و پرطرفدار همواره در دستور کار سازمان تربیت بدنی قرار دارد.
سپس در روز چارشنبه چهارم اردیبهشت ماه هم علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی در یک کنفرانس خبری، ضمن تایید این خبر از درنظرگرفتن کمک های بیشتر به این دو تیم خبر داد.
***
پس از خواندن خبر فوق با توجه به اهمیت تربیت بدنی و به خصوص از نوع استقلالی و پرسپولیسی آن، به پرسش های زیر پاسخ دهید:
1- سازمان تربیت بدنی چیست ؟
أ. سازمانی برای مدیریت ورزش همگانی و قهرمانی در کشور.
ب. سازمانی برای رشد و تقویت ورزش فوتبال در کشور.
ت. سازمانی برای ارائه خدمات به تیم های آب و قرمز.
ث. شــــــــــــــــــــیره!
2- اختصاص کمک شصت میلیارد ریالی در دوسال به دو تیم یعنی چقدر؟
أ. یعنی اختصاص سی میلیارد ریال کمک در دو سال به هر تیم
ب. یعنی اختصاص پانزده میلیارد ریال کمک در هر سال به هر تیم
ت. یعنی اختصاص بیش از چهل و یک میلیون ریال کمک در هر روز به هر تیم
ث. همه موارد فوق صحیح است.
3- «تربیت بدنی» یعنی چه؟
أ. یعنی فوتبال
ب. یعنی پرسپولیس و استقلال
ت. یعنی استقلال و پرسپولیس
ث. هر چی آقا علی آبادی بفرمان.
4- اگر تجهیز هر زمین خاکی ورزشی پنجاه میلیون ریال ، تجهیز یک سالن کوچک چند منظوره پانصد میلیون ریال و هر مجموعه ورزشی کوچک پنج میلیارد ریال، هزینه داشته باشد؛ با شصت میلیارد ریال پول در طول دو سال چه کارهایی می توان انجام داد؟
أ. می توان ده مجموعه، بیست سالن و سی زمین را تجهیز کرد.
ب. می توان هفت مجموعه، هفده سالن و بیست و هفت زمین را تجهیز کرد.
ت. می توان دویست زمین، شش سالن و چهار مجموعه ورزشی را تجهیز کرد.
ث. هیچ کدام از این کارها را نباید انجام داد، چون به چشم نمی آیند
ادامه مطلب را بخونید
نظرات ()مرگ همکار
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.?
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: ?این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!?
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
?تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است.?
نظرات ()همکلاسی گرامی:
اینکه با وجود این لبهای شتری و چشمای وقزده و پوست مثل تهدیگ عدسپلو، زحمت زدن یه رژ لب هم به خودت نمیدی، بخاطر زیبایی سادگی شما نیست، اعتماد به نفس کاذب متاسفانه معضل بزرگیست!
همکار محترم:
درست است که چند روزی تا عید مانده ولی اگه فقط اینبار ناپرهیزی کنید و چند روزی زودتر حموم بروید، بنده شخصا تضمین مینمایم که به هیچکدام از قوانین فیزیکی و شیمیایی عالم برنمیخورد.
ضمنا یه چیزای دستهداری معمولا جلوی آینه حمام یا دستشویی میگذارند که سرشون پرز دارد، سالی دو سه بار از اینا بکشید به دندانتان، اعضای شرکتی رو از نگرانی میرهانید.
مُردیم بسکه از دهن نفس کشیدیم!
دوستدختر عزیز:
در وجود ما چیزی به نام غیرت وجود ندارد و چند سالی هست که نه تنها من، بلکه روی هیچ پسری این آپشن بصورت دیفالت نصب نمیشود. هم شوما میدانی چه خبر است و هم ما بهتر از شوما این جادههای خاکی رو طی کرده و انتهای پیچش هم شاشیدهایم، فلذا احتیاجی به این گوشه کنایهها و تیکهها نیست، همین که هروقت من در دسترس بودم و خانواده در دسترس نبودن، شوما در دسترس باشی ما رو از این دوستی کفایت میکند!
دوره فعلی زمانه حق انتخابهاست، هرکدامتان که برای این دو سه ساعتهای روزهای فرد، کمتر اذیت کند و توقع [مالی و معنوی] پایینتری داشته باشد و البته دیرتر دل آدم را بزند، شانس بقایش بیشتر است.
نظرات ()
نظرات ()فتوای جدید مراجع تقلید: اگر نماز گذار در حالت رکوع یادش بیاید که در قزوین است احتیاط واجب آنست که به جای نماز فاتحه خود را بخواند ![]()
الهی تو خورشید بشی من زمین که سالی یک بار من دور تو بگردم ولی تو سالی 365 بار دور من بگردی
سلام گلم چطوری؟ از دیشب تا حالا فقط به u فکر می کردم. تمام فکر و ذهنم مشغوله u بود.امروز فردا هم می خوام به v.w.y.z فکر کنم![]()
اگه فکر میکنی بی عرضه هستی؟اگه فکر می کنی به درد هیچ کاری نمی خوری !اگه فکر می کنی بی مصرف هستی!به خدا درست فکر می کنی!
بقیه در ادامه مطلب
نظرات ()
نظرات () ترکه با 2 تا از دوستاش رفته بودن ایستگاه راهآهن، تا میرسن تو یهو قطار حرکت میکنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو کی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یکیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میکنه دومی رو هم سوار میکنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و کوفته برمیگرده تو ایستگاه، یک بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته کردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حرکت میکنه، وامیستادید با اون میرفتید. غضنفر نفس زنان میگه: منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم.![]()
وصیت نامه ی غضنفر رو باز میکنن میبینن نوشته همه نماز هامو خوندم فقط برام 20 سال وضو بگیرید .
بقیه در ادامه مطلب
نظرات () سبیل:
بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.
اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.
بقیه در ادامه مطلب .........
نظرات ()هنر دانشجو جماعت
روزتون مبارک جوونا:
ویژگی های دانشجویان کشور های مختلف:
ژاپن : به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد .
مصر : درس می خواند و هر از گاهی در اعتراض به حسنی مبارک در و پنجره ی دانشگاهش را می شکند .
هند : او پس از چند سال درس خواندن عاشق می شود و همزمان برادر دو قلو یش را که سال ها پیش گم شده بود پیدا می کند . آنگاه ما جرا های عاشقانه و اکشنی پیش می آید و سر انجام دو دلداده با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود .
عراق : مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جا خالی می دهد و در صورت زنده ماندن درس هم می خواند.
چین : درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می پوشد.
رژیم صهیونیستی : بیشتر واحد هایی که او پاس می کند عملی است . او دوره ی کامل آموزش های رزمی و کماندویی را گذرانده !!!
گینه بیسائو: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا همراه برو بچ هم قبیله ای اش درس بخواند !
انگلیس : نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است واحتمالا تا پایان دوره ی همین نخست وزیر منقرض می شوند .
ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند .
...و ایران : ....گاهی عا شق عبارت ((خسته نباشید )) است .البته نیم ساعت مانده به پایان کلاس ....!
هر روز دو پرس از غذای دانشگاه را می خورند و در عین حال البته به غذ ای دانشگاه بدوبیراه می گویند ...
نظرات ()
| |
|
نظرات ()